با مداحی برادران : حاج حمید عابدی

 کربلایی ایمان زینعلی و محسن نوان مقصودی


سبکهای محرم ۸۵ از کربلایی جواد مقدم

جلو باغبون چه سخته گل رو از ساقه بچينند ...... بعدش با نيزه و شمشير بروي سينه بشينند
سبک : واحد
حجم : 807 کيلوبايت
مدت : 6 دقيقه
امتياز : 95 از 100
آنلاين گوش دهيد : براي آنلاين گوش دادن بايد حداکثر تا 3 دقيقه منتظر بمانيد
براي دانلود راست کليک و گزينه Save Target As .. رو بزنيد



اگه خدا قبول کنه عشقتو با جون خريدم .. ستاره مني حسين ديگه مثل تو نديدم
سبک : شور
حجم : 406 کيلوبايت
مدت : 3 دقيقه
امتياز : 75 از 100
آنلاين گوش دهيد : براي آنلاين گوش دادن بايد حداکثر تا 3 دقيقه منتظر بمانيد
براي دانلود راست کليک و گزينه Save Target As .. رو بزنيد



زيباترين آواي من حسينه .... اهل جهان آقاي من حسينه
سبک : شور
حجم : 900 کيلوبايت
مدت : 7 دقيقه
امتياز : 80 از 100
آنلاين گوش دهيد : براي آنلاين گوش دادن بايد حداکثر تا 3 دقيقه منتظر بمانيد
براي دانلود راست کليک و گزينه Save Target As .. رو بزنيد



يه روز منم ميرم از اينجا خاطره هام فقط ميمونه .. ميسپارمش بدست عباس هرکي به من ميگفت ديوونه
سبک : شور
حجم : 850 کيلوبايت
مدت : 5 دقيقه
امتياز : 80 از 100
آنلاين گوش دهيد : براي آنلاين گوش دادن بايد حداکثر تا 3 دقيقه منتظر بمانيد
براي دانلود راست کليک و گزينه Save Target As .. رو بزنيد



سکه عشق و وفا خورده به نام من و تو
سبک : شور
حجم : 420 کيلوبايت
مدت : 3 دقيقه
امتياز : 40 از 100
آنلاين گوش دهيد : براي آنلاين گوش دادن بايد حداکثر تا 3 دقيقه منتظر بمانيد
براي دانلود راست کليک و گزينه Save Target As .. رو بزنيد



كرامات معصوميه عليها السلام

شفاى فلج

مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ مرتضى حائرى (ره) ، نقل فرمودند: شخصى بود به نام آقا جمال، معروف به«هژبر» كه دچار پا درد سختى شده بود ؛ به طورى كه براى شركت در مجالس، مى بايد كسى او را به دوش مى گرفت و كمك مى كرد. عصر تاسوعا، آقاى هژبر به روضه اى كه در مدرسه ي فيضيه از طرف مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى (ره) تشكيل شده بود ، آمد. آقا سيد على سيف (خدمتگزار مرحوم آيت الله حائرى) كه نگاهش به او افتاد ، به او پرخاش كرد كه: سيد اين چه بساطى است كه در آورده اى، مزاحم مردم مى شوى ، اگر واقعاً سيدى ، برو از بى بى شفا بگير. آقاى هژبر تحت تأثير قرار گرفت و در پايان مجلس باخود گفت :  مرا به حرم مطهر ببر، پس از زيارت و عرض ادب ، با دل شكسته ، حال توجه و توسلى پيدا كرد و سپس به خواب رفت . در خواب ديد كسى به او مى گويد : بلند شو . گفت : نمى توانم . دوباره گفت: مى توانى ، بلند شو . سپس عمارتى را به او نشان داد و گفت: اين بنا از حاج سيد حسين آقاست كه براى ما روضه خوانى مى كند، اين نامه را هم به او بده. آقا هژبر ناگهان خود را ايستاده مى بيند كه نامه اى در دست دارد ، نامه را به صاحبش رسانده  و مى گويد: ترسيدم اگر نامه را نرسانم، درد پا بر گردد. البته كسى از مضمون نامه مطلع نشد، حتى آيت الله حائرى. ايشان فرمودند: از آن به بعد آقاى هژبر عوض شد. گويى از جهان ديگرى بود- و غالباً در حال سكوت يا ذكر خدا بود.

هديه حضرت

يكى از علماى اعلام چنين نقل مى كند : چند سال پيش از زعامت مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (ره) به طلاب حوزه ي علميه قم بسيار سخت مى گذشت ، در حدى كه خود اينجانب كه در منطقه خاكفرج مستأجر بودم، به قدرى از بقال محل نسيه جنس برده بودم كه ديگر خجالت مى كشيدم از منزل خارج شوم و از مسير آن مغازه بگذرم . روزى به فكر افتادم كه اين چه وضعى است؟ تا كى مى شود صبر كرد؟ اما اين كه چه كنم، به نتيجه اى نمى رسيدم! تا اينكه با خود گفتم به حرم مطهرحضرت معصومه(س) كه عمه ي سادات است و خود من هم كه سيد هستم ، مى روم و كنار ضريح مطهر فرياد مى كشم و حرف هاى دلم را مى زنم، هر چه مى خواهد بشود؟! با عصبانيت ، عبايم را به سر كشيدم و به طرف حرم مطهر حركت كردم . از صحن بزرگ وارد شدم و به طرف صحن عتيق رفتم ، از دالانى كه حد فاصل اين دو صحن است چند قدم جلو رفتم كه ناگهان خانمى به من نزديك شد، در حالى كه پوشيه به صورت زده بود و بسيار با وقار بود، پاكت نامه اى به من داد و فرمود: آقا سيد! اين براى شماست، من كه به قصد ديگرى به طرف حرم مى رفتم، پاكت نامه را گرفته و بى توجه چند قدمى جلوتر رفتم و آن خانم هم به طرف صحن بزرگ رفت، يك مرتبه با خود گفتم ببينم در نامه چه نوشته است؟ و قصه چيست؟ نامه را بازكردم و ديدم«دو هزار تومان» پول است! با خود گفتم يعنى چه؟ به دنبال خانم رفتم كه بپرسم اين پول به چه عنوان و به چه جهت است ؟ به صحن ها و درهاى بيرون مراجعه كردم و اثرى نديدم! ناگهان زبان دلم به من گفت: چه بسا اين هديهحضرت معصومه(س) است، خصوصاً با آن جمله اى كه خانم به هنگام دادن پاكت بيان كرد. اين جا بود كه انقلابى عجيب در من پديدار شده ، بسيار گريه كردم و به طرف صحن عتيق آمدم ، وارد ايوان طلا شدم، ولى وارد رواق مطهر نشدم، با خود گفتم:« تو لياقت ندارى وارد شوى، همين جا كنار در توقف كن، تو مثل يك درنده مى خواستى حمله كنى ، ولى حضرت زودتر يك لقمه غذا جلوى تو انداخت تا آرام شوى ! » به هر حال بسيار گريه كردم و با عذر خواهى به منزل برگشتم . اين شخصيت بزرگوار كه در حال نقل اين قضيه نيز بسيار اشك مى ريخت، هنوز شرمنده آن قصه و نيت اولى بود و مبهوت آن كرامات باهره، پس از لحظه اى دوباره ادامه داد، آن مبلغ پول موجب رونق و بركتى در زندگى ما شد كه به حمدالله هنوز محتاج شخصى نشده ام.

شفاى چشم بيمار

در عصر مرجعيت آيت الله العظمى بروجردى ، چند نفر از آشنايان و بستگان معظم له براى درمان بيمارى چشم يك بانوى علويه از خانواده خود به قم آمده بودند تا پس از زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و ديدار آيت الله بروجردى براى مداواى چشم آن علويه به تهران بروند . آن ها پس از ديدار با معظم له به حرم مطهر مشرف مى شوند. يكى از اساتيد مورد اطمينان مى گفت: در همان روز (پس از درس) همراه حضرت آيت الله العظمى بروجردى به منزلش مى رفتيم ، در مسير راه چند نفر از اهالى بروجرد به حضور آيت الله بروجردى آمدند، آيت الله بروجردى از آن ها پرسيد:«پس چرا براى درمان چشم بانو علويه به تهران نرفتيد؟!» آن ها با خوشحالى جواب دادند آن علويه در حرم حضرت معصومه(س) متوسل شد و به بركت آن حضرت، چشمانش شفا يافت! آيت الله بروجردى بى آن كه ترديد كند، با شنيدن اين كرامت، از رفتن به منزل منصرف شده و همان دم براى تشرف به حرم حضرت معصومه(س) روانه شد و با نهايت تواضع به زيارت و شكرگزارى پرداخت. به اين ترتيب آن بانوى علويه شفا يافت و ديگر براى معالجه به تهران نرفت. نكته قابل توجه اين كه، مرجع بزرگ  آيت الله العظمى بروجردى به صحت اين گونه كرامت ها اطمينان داشت، از اين رو بى درنگ و خاضعانه از خداى بزرگ و سپس از حضرت معصومه تشكر مى كرد.

كراماتى به نقل از آيت الله العظمى اراكى( ره)

ايشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سيد جعفر احتشام كه هر دو ازمنبرى هاى قم بودند) نقل مى كردند از آشيخ ابراهيم صاحب الزمانى تبريزى (كه مرد با اخلاصى بود)كه من شبى در خواب ديدم به حرم مشرف شدم، خواستم وارد شوم، گفتند حرم قـُرق است براى اين كهفاطمه زهرا(س) و حضرت معصومه(س) در بالاي ضريح خلوت كرده اند و كسى را راه نمى دهند. من گفتم: مادرم سيده است، من محرم هستم، به من اجازه دادند، وارد شدم ديدم كه اين دو نشسته اند و در بالاى ضريح با هم صحبت مى كنند. از جمله صحبت ها اين بود كهحضرت معصومهبهحضرت زهرا(س) عرض كرد: حاج سيد جعفر احتشام براى من مدحى گفته است و ظاهراً آن مدح را براى حضرت مى خواند. آشيخ ابراهيم اين خواب را در جلسه ي دوره اى اهل منبر كه حاج سيد جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل مى كند. حاج احتشام به شيخ ابراهيم مى گويد: ازآن شعرها چيزى يادت هست؟ گفت: بله در آخر آن شعر داشت(دختر موسى بن جعفر)تا اين را گفت، حاج احتشام شروع به گريه كرد. حاج سيد جعفر احتشام از وعاظ مخلصى بود كه موقع روضه خواندن خودش هم گريه مى كرد.

شفيعه روز جزا

«يكى از امتيازات بزرگى كه شهر عزيز قم دارد، اين است كه بر گرد مضجع شريف يكى از برگزيدگان اهل ‏بيت‏عليهم السلام حضرت فاطمه معصومه ‏عليها السلام بنا شده است.» مقام معظم رهبرى

اجمالى از زندگى فاطمه معصومه عليها السلام

نام شريف آن بزرگوار، «فاطمه‏» و مشهورترين لقب ايشان «معصومه‏» است. پدر بزرگوارش، امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفرعليه السلام و مادر مكرمه‏اش، حضرت نجمه خاتون‏عليها السلام است كه آن بانو، مادر امام هشتم حضرت على بن موسى الرضاعليه السلام نيز است . ازاين‏ رو، حضرت معصومه (س) با حضرت رضاعليهما السلام از يك مادر هستند. ولادت آن حضرت در روز اول ذى‏القعده سال 173 ه . ق در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در سنين كودكى، با مصيبت ‏شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد مواجه شدند. از آن پس تحت مراقبت و تربيت ‏برادر بزرگوارش، حضرت على بن موسى الرضا(ع) بزرگ شدند. در سال 200 ه . ق در پى اصرار و تهديد مامون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضاعليه السلام به مرو آغاز شد. آن حضرت بدون اين‏ كه كسى از بستگان و اهل‏ بيت‏ خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال پس از هجرت برادر، حضرت معصومه عليها السلام به شوق ديدار برادر، همراه عده‏اى از برادران و برادرزادگان به سوى خراسان حركت نمودند و در هر شهر و محلى از سوى مردم مورد استقبال واقع مى‏شدند. اين‏جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب (‏س) پيام مظلوميت و غربت‏برادر گرامى‏شان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‏رساندند و مخالفت‏ خود و اهل‏بيت‏ (ع) را با حكومت‏حيله‏گر بنى‏عباس اظهار مى‏فرمودند. بدين ترتيب، تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد، عده‏اى از مخالفين اهل ‏بيت‏(ع) كه از پشتيبانى مامورين حكومت‏ برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند. در نتيجه، تقريبا همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنا بر نقلى حضرت معصومه‏عليها السلام را نيز مسموم نمودند. به هرحال، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه‏ عليها السلام مريض شدند و از آن‏ جايى كه ديگر امكان ادامه راه به سوى خراسان ممكن نبود، قصد شهر قم را نموده و سؤال فرمودند: از اين شهر (ساوه) تا «قم‏» چند فرسخ راه است؟ در پاسخ گفتند: ده فرسخ. فرمودند: مرا به شهر قم ببريد؛ زيرا از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: «شهر قم مركز شيعيان ما است.» بزرگان شهر قم، وقتى از اين خبر مسرت‏بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند، و در حالى كه، «موسى بن خزرج‏» بزرگ خاندان «اشعرى‏» زمام ناقه آن حضرت را به دست گرفته بود، و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت‏ بودند. در روز 23 ربيع الاول سال 201 ه . ق حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى‏شود در جلوى منزل شخصى «موسى بن خزرج‏» شتر آن حضرت زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در اين شهر زندگى نمود و در اين مدت، مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. هم‏اكنون محل عبادت آن حضرت حجره‏اى است در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» كه محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام، آن بزرگ يادگار اهل‏بيت‏(ع) در روز دهم و يا دوازدهم ربيع الثانى سال 201 ه. ق، پيش از آن‏كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فرو بست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محلى به نام «باغ بابلان‏»، كه قبرستان خانوادگى اشعريون بود، تشييع و به خاك سپردند . پس از دفن حضرت معصومه عليها السلام، "موسى بن خزرج" سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريف ايشان قرار داد، تا اين‏كه پس از سال‏ها حضرت زينب‏(س) دختر امام جواد(ع) اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارشان بنا كرد و بدين سان، تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله ‏گاه قلوب ارادتمندان به اهل بيت‏ عليهم السلام و دارالشفاى دل سوختگان عاشق ولايت و امامت ‏شد.

فضايل و مناقب حضرت معصومه عليها السلام

الف. شرافت‏خانوادگى

آن حضرت «بنت رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله‏» و «بنت ولى‏الله‏» و «اخت ولى‏الله‏» و «عمة ولى‏الله‏» است و اين امر خود سرچشمه ساير فضايل و كمالات معنوى و روحانى آن بزرگوار است.

ب. عالمه و محدثه اهل بيت عليهم السلام

يكى از والاترين عناوينى كه نشان ‏دهنده بلندى مرتبه علم و آشنايى كريمه اهل ‏بيت‏عليهم السلام با معارف بلند اسلام و مكتب حيات‏بخش تشيع است، محدثه بودن آن حضرت است. بزرگان علم حديث، احاديث و روايات رسيده از آن   حضرت را قبول و به آن استناد مى‏نمايند؛ چرا كه آن حضرت جز از افراد مورد وثوق و اطمينان حديث نقل نمى‏كند.

ج. معصومه

فاطمه معصومه كه خود پرورش يافته مكتب ائمه طاهرين‏ عليهم السلام و يادگار صاحبان آيه تطهير است، نمونه عالى از طهارت و پاكى است ، ‏به حدى كه خاص و عام ايشان را "معصومه" لقب داده‏اند.

د. كريمه اهل بيت عليهم السلام

از دير زمان آستان قدس فاطمى، منشا هزاران كرامت و عنايت ربانى بوده است. چه قلب‏هاى نااميدى كه سرشار از اميد به فضل و كرم الهى و چه دست‏هاى تهى كه سرشار از رحمت ربوبى؛ و چه انسان‏هاى بريده از همه جا و نااميد از همه كس، كه با دلى شاد و روحى پيوسته به ابديت از درگاه پر فيض و كرم اين كريمه اهل بيت‏عليهم السلام برگشته و براى خود نوعي زندگى براساس ايمان مستحكم به ولايت اولياى حق بنا نهادند.

و. مقام شفاعت آن حضرت

از جمله كسانى كه به شفيعه بودنش در روايات و آثار دينى تصريح شده است، فاطمه معصومه‏ عليها السلام است. (1)

حضرت معصومه‏عليها السلام در روايات

امام صادق ‏عليه السلام فرمود: براى خدا حرمى است و آن مكه است، و براى رسول خدا صلى الله عليه وآله حرمى است و آن مدينه است، براى اميرالمؤمنين‏عليه السلام حرمى است و آن كوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى زنى از فرزندان من در آنجا دفن خواهد شد كه نامش «فاطمه‏» است. هركس كه او را زيارت كند بهشت ‏بر او واجب خواهد شد(2) امام جواد عليه السلام فرمود: كسي كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است. (3) امام صادق (ع) : كسي كه آن خانم ( حضرت معصومه عليها السلام) را زيارت كند در حالي كه آگاه به شأن و منزلت ايشان باشد،  به بهشت مي رود.(4) امام رضا عليه السلام فرمود: هركس معصومه را در قم زيارت كند ، مانند كسي است كه مرا زيارت كرده است.(5)


 

نوشته شده توسط piralii.blogfa.com در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 4:10 موضوع | لینک ثابت